|
قایق شکسته
|
||
|
کاش می شد دریای دلت را آنقدر آروم کنی که قایق دلم رو سالم به ساحل برسونه |
||
|
درباره وبلاگ
سلام من گلی هستم خوشحال میشم که درباره ی وبلاگم نظر بدین و بتونید مرهمی واسه ی قایق شکسته باشید
فهرست اصلی دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
|
زندگی چیست
زندگی آفتابی ست که می کند طلوع زندگی راهی ست که میشود شروع زندگی بادی ست که می کند عبور زندگی کوهی ست که می کند غرور زندگی رودی ست که می کند خروش زندگی بلبلی ست که می کند سکوت زندگی نم نم باران خوشی ست زندگی سیل عظیم ناخوشی ست زندگی شکوفه های نو بهار زندگی مسافره یا تک سوار زندگی با خودش سایه ی امیدُ داره اما اَفسوس با خودش نا امیدیُ میاره زندگی ترانه های بی اساس زندگی عطر خوش سبزه و یاس زندگی شروع یک راه غریب زندگی سفر به یک راه عجیب زندگی لحظه ی با تو بودنه زندگی همیشه با تو موندنه زندگی همیشه با ترس و هراس زندگی همیشه جون سپردن و شکستنه زندگی راز بزرگ خلقته زندگی شعار بی تو بودنه زندگی قلب یه دنیای بزرگ زندگی برای من گسسته
به قلم : گلی در جمعه بیست و سوم آذر 1386 ساعت 13:34 موضوع: | + رازهای عشق
راز عشق در تواضع است .
به قلم : گلی در شنبه دهم آذر 1386 ساعت 23:24 موضوع: | + مهم تویی
همیشه مهم تو بودی ...... اگه غروری بود برای تو بود ..... اگه احساسی بود باز هم برای تو بود و من قانع به یه نگاه تو بودم ........ نگاهی که همیشه یه چیزی شبیه غم غریب یه غروب پاییزی توش بود .. یه حس که بهم میگفت باهات نمی مونه ..................... و حالا نمی دونم حرفات رو باور کنم یا کارات رو ........ دل به کلمات عاشقانت بسپرم یا از کارای نامهربونت دلگیر بشم . می بینی هنوز هم تو برنده این بازی هستی و هنوز دل دیوونه ام نمی خواد مرگ عاطفه ها رو باور کنه ...........
به قلم : گلی در شنبه دهم آذر 1386 ساعت 23:15 موضوع: | + هوای دل
دوباره دل هواي با توبودن کرده
به قلم : گلی در پنجشنبه هشتم آذر 1386 ساعت 14:55 موضوع: | + در دل شب
در دل شب دعای من گریه ی بیصدای من بانگ خدا خدای من به خاطر تو بود و بس پاکی لحظه های من گریه ی های من گوهر اشکهای من به خاطر تو بود و بس این همه بی پناهیم این همه سر به راهیم این همه بی گناهیم غصه به جان خریدنم از همه کس بریدنم زخم زبان شنیدنم به خاطر تو بود و بس به خاطر تو بود و بس رو به خدا نشستنم نذر و دخیل بستنم سوز من و گداز من اشک من و نیاز من به خاطر تو بود و بس به خاطر تو بود و بس
به قلم : گلی در پنجشنبه هشتم آذر 1386 ساعت 14:28 موضوع: | + دلم تنگه
این روزا دلم تنگه دلم پر میزنه واسه دیدنت واسه اون حرف زدنت واسه اون نوازش کردنت واسه همه جیز خیلی بده آدم یکیو دوست داشته باشه و نتونه نوازشش کنه نتونه یه دل سیر نیگاش کنه نتونه با تمام وجود گرماشو احساس کنه میگن لذت عشق با دوریشه با ندیدنشه میگن بی تو بودن را برای با تو بودن می خوام اما من اینو نمی خوام چون میدونم واسه ی ما با تو بودنی وجود نداره جون سرنوشت ما رو مثه دوتا خط موازی کرده شاید تا آخر کنار هم باشیم اما بهم رسیدنی نداره بخدا دیگه دارم میبرم خدایا تو که دوریو میدی صبرشم بده خدایا خودت کمکم کن
به قلم : گلی در دوشنبه پنجم آذر 1386 ساعت 16:27 موضوع: | + بیا
دوستت دارم بیا دست به گریبانم بیا زندگی بی رحم زارم کرده تا عشقی به دامان است بیا عشق من دنیا چه تار است بی تو ای روح و روانم روزگار تیره و عشقم به درگاهت بیا آه ای زیباترینم فاتح قلب برینم قلب و جانم به فدایت تا که جانی در بدن هستم بیا
به قلم : گلی در دوشنبه پنجم آذر 1386 ساعت 16:19 موضوع: | + |
|
|
T E M P L A T E D E S I G N E D B Y K I Y N O O S H A N S A R I |
||